از شمس به ظاهر آثاري به جز « مقالات شمس » كه بعدها توسط مريدان خود او ومولوي گرد آوري شده اثر ديگري بدستمان نيست.البته اين ظاهر امر است و شايد اگر نيك بنگريم آثاري كه مولوي آفريده است اگر از شمس نباشد به جرات ميتوان گفت  تحت تلقينات و ارشادات آن عارف و پير فرزانه ميباشد. چرا كه بعد از ديدار مولانا با شمس بوده كه شعر گفتنش آغاز ميگردد و همه اشعارش را در مدح و ستايش شمس مي سرايد و هم خود مولوي است كه اين اشعار را نه از خود كه  از شمس مي داند  و تمام غزلياتش راهم بنام شمس تبريزي  منظوم ميسازد. البته امروزه اكثر مردم  با شنيدن نام شمس تبريزي بي اختيار به ياد مولوي افتاده و احتمال وجود آرامگاه شمس را در قونيه (مزار مولوي) يا اطراف آن بعيد نمي دانند.  اين امر نيز از ذهن مسئولان امور فرهنگي و جهانگردي تركيه دور نبوده و بدليل امكان جلب هرچه بيشتر توريست و افزايش درآمدي كه ميتوانست براي قونيه و در كل، براي تركيه فراهم كند  قبر شمس الدين بن يحيي بن محمد شاه از داماد هاي خاندان مولوي را  به عمد، وبراي استفاده تبليغاتي به عنوان مقبره شمس تبريزي عنوان كنند . اين امر به مورد تاييد « عبد الباقي گلپينارلي» مولوي شناس نامي تركيه بوده كه سنگ قبر ياد شده را به فرد فوق الذكر كه در 692 قمري فوت كرده منتسب كرده است كه هيچ ربطي به شمس تبريزي كه به سال645 از قونيه ناپديد شد ندارد. در هيچ كتاب يا سندي هم به وجود مقبره شمس در قونيه اشاره نشده است. الا اينكه اخيراً در منابع وابسته به  تركيه  بچشم ميخورد.حتي دكتر محمد امين رياحي كه در تابستان 1345 ه.ش. در قونيه مشغول تحقيق در نسخ خطي كتابخانه آرامگاه  مولانا بوده  وبا يكي از محققين ترك همدم شده از ايشان ميخواهد تا با هم به زيارت مقام شمس بروند .با ديدن بي ميلي او ترديد خود را نسبت به روايات ساختگي افلاكي و بي اساس بودن وجود مزار شمس بيان مي نمايد و به وي ميگويد از نوشته هاي شما هم بر مي آيد كه شما نيزاطمينان نداريد كه شمس در قونيه خفته باشد . و وي با خنده اي شيرين ومعني دار پاسخ ميدهد كه : چكار داريد ؟ كارمندان جوان اينجا حدسي زده اند ومن هم نخواسته ام  دلشان را بشكنم ، اين حدسها كه چيزي از مقام شمس نمي كاهد اما بر جلال وشكوه آرامگاه مولانا مي افزايد...  البته در ايران به تاييد  سفرنامه جهانگردان مختلف و خاطرات وتذكره هاي بزرگان و شاهان ونيز به نقل مقالات وكتب متعدد از جمله كتاب تاريخ نظم و نثر در ايران جلد دوم صفحه 736و كتاب مقالات شمس تبريزي به تصحيح و تعليق دكتر علي موحد . ص  147 و مقاله  دكتر محمد امين رياحي در مجله كلك در بهار 75  ص 28  و كتاب تاريخ نهضتهاي فكري ايرانيان بخش دوم ص 602  و كتاب مجمل فصيحي تصحيح محمود فرخ جلد دوم ص 343 و  ص  وكتاب زندگي وآثار مولانا از استاد فروزانفر ص 208 و38  وكتاب منشات السلاطين اثر فريدون بيك ص 94 و كتاب شكوه شمس اثر آل ماري شل ص 538 و  كتاب تاريخ ابراهيم پچوي  از نويسندگان معروف خلافت عثماني  وكتاب ارزشمند( شمس تبريزي و دار الصفاي خوي) اثر استاد بهروز نصيري و...  آرامگاه شمس تبريزي در خوي شناخته ميشده كه در تمامي اينها با ذكر منابع واسناد تاريخي معتبر مدفن شمس تبريزي را در آذر بايجانغربي   واقع در شهرستان خوي ودر محله اي بنام محله شمس و در كنار مناري باستاني بنام منار شمس تبريزي  عنوان نموده اند. اما متاسفانه وقوع زلزله سلماس وخوي به سال 1222 ه.ق وسيل مهيبي كه حدود 120 سال قبل درست در محل منار شمس  بوقوع پيوسته است هم باعث تخريب گنبد وبارگاه آرامگاه وهم تخريب 2 منار از 3 منار موجود شده و بعد ها در عصر بي توجهي به آثار باستاني كم كم مدفن شمس مورد بي مهري واقع شده وبه فراموشي سپرده شده است.(جيمز موريه) جهانگردي كه در 1813 ميلادي از اين منطقه ديدن كرده در كتاب سفرنامه خود مينويسد:« در انتهاي شمالي شهر خوي مقبره اي است كه متعلق به ملايي بنام شمس تبريزي  كه مردي اهل دانش و شعر و‹ استاد مولوي شاعر بزرگ ايراني› است   به ديدن  منارهاي آن رفتم  كه به فرمان شاه اسماعيل صفوي با شاخ  شكارهايي كه در يك روز  انجام داده بوده تزيين شده است...» مجمل فصيحي نيز قديمي ترين منبع معتبري است كه به سال 845 ه.ق. نگاشته شده و  از وجود قبر شمس تبريزي در خوي دو بار صحبت به ميان آورده  است. فصيحي خوافي در كتاب مجمل فصيحي  نيز ميگويد:« شيخ حسن بلغاري خرقه از دست شمس گرفته .پدر شيخ حسن ،پير عمر نخجواني از معاصران وآشنايان شمس تبريزي در خوي اقامت داشته و مزارش در حوال همين شهر در پير كندي است... شمس تبريزي هم كه بصورت درويشي ناشناس سفر ميكرده در خوي رحل اقامت افكند  ومريداني يافته و مشهور خاص و عام شد و سرانجام سرشوريده  بربالين آسايش رسيده و در شهر  خوي  نداي حق را لبيك گفت .مرگ او مرگ درويشي گمنام و مسافري رهگذر نبود بلكه بواسطه طول اقامت  دراين شهر چنان  احترام و اعتبار يافته بود كه آرامگاه شايسته اي بر سر خاكش افراشته اند كه تا قرنها بعد هم زيارتگاه بوده است ...» شاه اسماعيل صفوي نيز كه عادت به زيارت قبر عرفا وبزرگان ديني داشته  وهر كجا كه مقبره اي غير واقعي و بي اساس ميديده ويران ميكرده است ، ضمن اينكه مدت

مديدي در خوي اقامت ميكند دستور ميدهد در كنار آرامگاه شمس تبريزي كاخي و باغي برايش عمارت كنند بطوري كه هر موقع از درب كاخ بيرون مي آمده چشمش به آرامگاه شمس بيافتد...

قديمي ترهاي  خوي نيز از  برنامه ها و مراسمي كه دراويش تركيه شمع بدست در ايام خاصي به كنار منار شمس جمع ميشده اند نقل ميكنند... بحر حال آنچه از مجموع روايتها ميتوان استنباط كرد اين است كه شمس پس از ترك مولوي در قونيه به سمت آذربايجان رفته  وبنا به علل متعددي كه آنها راهم در منابع مختلف فوق الذكر ميتوان ديد، در سر راه خود به تبريز در خوي رحل اقامت افكنده و بر سير آفاق وانفس پرداخته است.تنها اثري كه در پنجاه ساله اخير منتشر شده و انتساب اين محل رابه شمس تبريزي مورد ترديد قرار داده كتاب بزرگان آذربايجان نوشته مرحوم تربيت است كه بدون ذكر منبعي منار شمس تبريز در خوي را منتسب به شمس الملك دنبلي شمرده  كه اشتباه آن مرحوم  سبب شد متاسفانه تا همين دهه قبل در قطعيت مزار شمس تبريزي در خوي كه قرنها معروف و مورد قبول بلاشك عموم بوده  ترديدي نابجا راه يابد و پرده تاريكي بر چهره حقيقت كشيده شود.  اما تلاشها و زحمات برخي اساتيد دلسوخته اي چون دكتر محمد امين رياحي كه با مقالات خود دوباره جاني تازه به احياء آرامگاه شمس تبريزي بخشيد و استاد بهروز نصيري كه به حق در جمع آوري منابع مختلف  و تدوين كتابي در اين خصوص بنيان حركتي تازه را بنا نهادند وپيگيري برخي مسئولين و كارشناسان امر منجر به برپايي كنگره شمس تبريزي در شهرستان خوي با حضور مولوي وشمس شناسان ايران وجهان  وبا حضور وزير وقت فرهنگ وارشاد آقاي مهاجراني شد كه حتي  قول احداث بناي مقبره وطرح فرهنگي گردشگري شمس تبريزي داده شده واكنون نيز اعتبارات ملي بسيار اندكي يكي دوسال است كه به اين كار اختصاص مي يابد. فعاليتها واقدامات ارزشمند شهرداري خوي  و تاكيد سند توسعه استان آذربايجانغربي  بر احداث اين مجموعه در خوي در طي برنامه چهارم توسعه كشور و ذكر اين پروژه بعنوان يكي از اقدامات اولويت دار برنامه چهارم دل تمامي شيفتگان اين عارف كامل و يگانه اعصار را شاد نمود. اميد كه با اهتمام وجديت هرچه بيشتر مسئولين به موضوع  همه ما ايرانيان روزي همچون حافظيه و قبر بابا طاهر شاهد بنايي ارزشمند بر سر مزار شمس تبريز باشيم و اجازه ندهيم اين فرصت معنوي و امكان بالقوه جذب جهانگرد و ايرانگرد كه موجب رونق بسياري از بخشهاي فرهنگي اجتماعي و خدماتي وحتي اقتصادي شهرستان خوي  بطور مستقيم و ساير مناطق بطور غير مستقيم خواهد شد بيش از اين  از دستمان برود.

 

منبع:http://hatamizadeh.persianblog.com/